" ایران کشورى است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادى، علمى و فناورى در سطح منطقه، با هویّت اسلامى و انقلابى، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل."
" برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناورى، متکى بر سهم برتر منابع انسانى و سرمایه اجتماعى در تولید ملى."
عبارات بالا و دیگر مطالبی از این دست ، تصویری از چشم انداز بیست ساله آینده ی کشوراست که محور و مبنای تمامی حرکت ها و برنامه ریزی های خرد و کلان قرار گرفته است.
دنیای پیرامون ما با سرعتی رو به افزایش در حال پیشرفت و ترقی است . با این وجود در پی ترسیم فضایی هستیم که نیازمند سرعتی مضاعف و جهت گیری جدیدی برای دستیابی به آن خواهیم بود.
بفرموده ی مقام معظم رهبری : " کسى هم که عامل و مباشر این کار است، نسل جوان است . "
مبداء و محور این حرکت بدون شک جامعه ی دانشگاهی و عاملش دانشجوی ما است .
سئوالی که مطرح است ؛ آیا این آهنگ حرکت دانشگاه و دانشجوی ما ضامن رسیدن به آن چشم انداز است ؟ آیاآنچه که در بخش فرهنگی و فناوری دربیست سال آینده ترسیم گشته است، با این روند قابل دستیابی است ؟
راه حل دستیابی به این چشم انداز چیست ؟ افزایش چه گزاره ی کمی و یا کیفی منتج به آن اهداف است ؟
به جای آنکه دانشجوی عزیز ما صبح دو درس دو واحدی داشته باشد ، به جای چهار واحد در صبح به او هشت واحد درس ارائه کنیم تا با سرعت بیشتری به پیش رویم و یا به جای مدرک کاردانی به او کارشناسی دهیم تا درصد آموزش عالی خود را ارتقاء بخشیم ؟ با چه راهبردی می توان این مسیر را پیمود ؟؟؟
بحث کمی جدی تر از این مطالب است . آیا ما قائل به نقص در سیستم آموزشی کشور ایران اسلامی برای دستیابی به چشم انداز بیست ساله ی نظام و مقدمه ای برای راهیابی به مدینه ی فاضله و آرمانشهر مطلوب بشری هستیم ؟ این نقص نشات از چه دارد ؟
چه بسیار تاکیدات بنیانگذار انقلاب اسلامی ، در خصوص دانشگاه ها که در این ذیق ، مجال بیان و پرداختن به آن ها نیست . دغدغه آن احیاگر قرن آیا بجز ایجاد دانشگاه اسلامی ، مطلب دیگری بود ؟ آنجا که در یاد این دانشگاه اسلامی می فرمودند :
" سلام بر دانش و دانشگاه و دانشگاهیان که چراغ راه هدایت و راهنمایی ملت به سوی تعالی و سعادت و فضل و فضیلت می باشند "
چه ترسیم زیبا و کلام نافذی ایشان در توصیف دانشگاه اسلامی دارند . آیا دانشگاه ما امروز تنها با یک قید اسلامیت در عنوانش اسلامی شد ؟ نمی دانم خواننده ی محترم تا به چه میزان با فضای دانشگاهی کشور آشنایی دارد . و نمی خواهم در این فرصت و مقوله به آن پردازم .
دانشگاه اسلامی چیست ؟
برای آنکه یک دانشگاه اسلامی داشته باشیم ، نمی خواهیم به جای میز و صندلی بر روی موکت و فرش بنشینیم ، نمی خواهیم دروس حوزوی تدریس کنیم ، نمی خواهیم هیات و دسته راه بیاندازیم ... بلکه باید دانشگاه اسلامی را بشناسیم و باور داشته باشیم . دو عنصر محوری در دانشگاه عبارتند از" متون علمی" ِ "دانشجو و استاد". وقتی دانشگاهی اسلامی می شود که دروس و متون علمی آن با وحی و عقل در تعارض نباشد . ما می خواهیم با متون اومانسیتی و سکولار غربی دانشگاه اسلامی پایه ریزی کنیم ؟
فلسفه اخلاق و بنیان های تربیتی ملحدین را تدریس کنیم ؟ آنان که اندر خم یک کوچه ی آزادی و بی بند و باری های منحط و منحوس خود گرفتارند ، برای ما نسخه ی تربیت کودک می پیچند ؟
در علوم نقلی ما مکتب صادقین را داریم . از مبحث شاگردان آنان ، شیخ اشراق ها ، ملا صدراها ،ابن سینا ها بهره مندیم ... ولی باز هم دروس غربی ها را در مدارس ، دانشگاه ها و سایر مراکز آموزش عالی خود پیاده می کنیم .
این است مشکل ای برادر که ما نمی توانیم دانشگاه اسلامی داشته باشیم . بحث بر سر علوم عقلی مانند ریاضی و فیزیک و نجوم نیست که حتی اگر در آن ها نیز قدری تامل کنیم می یابیم که مبداء و منشاء همه علوم در غرب ، تمدن و علوم شرقی است .
و اما عنصر محوری دوم یعنی معلمان و متعلمان . تا زمانیکه به تعلیم فارغ از تزکیه پرداختیم ، نخواهیم توانست از این بن بست مشئوم مدرک گرایی و مذموم مدرک پرستی رهایی یابیم .
زمانیکه اخلاق و اعمال ایشان به گناه آلوده نبود و کتاب های آموزشی از نفوذ شبهات و علوم ملحده مصون باشد و سیرت و همت معلمان و متعلمان علم و اخلاق گرایی برای تقرب به ساحت قدس دانش آفرین باشد ، آن زمان است که دانشگاه اسلامی خواهیم داشت .
حضرت اما صادق (ع) فرمود:
" وجدت علم الناس کله فی اربع ؛ اولها ان تعرف ربک و الثانی ان تعرفی ما صنع بک و الثالث ان تعرف ما اراد بک و الرابع ان تعرف ما یخرجک ان دینک "
"دانش سودمند جامعه ی بشری در چهار رشته : اول معرفت پروردگار و شناخت توحید آن ؛ دوم شناخت کیفیت پروراندن و نحوه تدبیر و اراده او؛ سوم معرفت دین ، شریعت و دستورهای مذهبی که خداوند از مردم خواست ؛ چهارم شناخت چیزی که باعث ارتداد و خروج از دین می گردد. "
معارف اصول و فروع دین دراین حدیث نورانی بازگو شد و چنین علمی نافع خواهد بود .
اعوذ بک من علم لاینفع
ادامه دارد...