
مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علي، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.
آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمینيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.
|
دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری |
|
تو خود چه آدمیی کز عشق بیخبری |
|
اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب |
|
گر ذوق نیست تو را کژطبع جانوری |
|
من هرگز از تو نظر با خویشتن نکنم |
|
بیننده تن ندهد هرگز به بی بصری |
|
از بس که در نظرم خوب آمدی صنما |
|
هر جا که مینگرم گویی که در نظری |
|
دیگر نگه نکنم بالای سرو چمن |
|
دیگر صفت نکنم رفتار کبک دری |
|
کبک این چنین نرود سرو این چنین نچمد |
|
طاووس را نرسد پیش تو جلوه گری |
|
هر گه که میگذری من در تو مینگرم |
|
کز حسن قامت خود با کس نمینگری |
|
از بس که فتنه شوم بر رفتنت نه عجب |
|
بر خویشتن تو ز ما صد بار فتنهتری |
|
باری به حکم کرم بر حال ما بنگر |
|
کافتد که بار دگر بر خاک ما گذری |
|
سعدی به جور و جفا مهر از تو برنکند |
|
من خاک پای توام ور خون من بخوری |

چقدر بهت گفتم دروغ نگو, سنگ میشی ... ![]()
![]()
امام جواد علیهالسلام می فرمایند:
«ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللهِ عَلى اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَیْهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ یَحْتَمِلْ تِلْكَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ؛
نعمت خدا بر كسى زیاد نمىشود، مگر این كه نیاز مردم هم به او بیشتر مىشود. پس كسى كه این زحمت را تحمل نكند، نعمت را در معرض زوال قرار مىدهد.»

...
هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.
در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.
پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.
آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.
ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.
رجب واقعا ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....
خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

كاهش چشمگير آب در رودخانه زاينده رود
نتیجه غلط سیاست های دولت نهم ...( آخرین جملات یه سلطنت طلب ![]()
)
آمد ... و واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران آمد ...
و هرم حضور آفتابی اش سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان کرد و حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.
السلام على البتول الطاهرة ؛
الصديقة المعصومة، المغصوبة حقها و الممنوعة ارثها
السلام على بضعة لحمه و صميم قلبه و رحمة اله و بركاته
بهار جایش را به تابستان تعارف کرد
و تابستان هم با کوله ای از گرما آمد