
تسبیح حاج یونس فتوحی ...

تسبیح حاج یونس فتوحی ...
اگر شناسنامه شما گم شد و يا سرقت گرديد؛ بهتر است پيدا شود و الا در صورت دريافت المثني اينگونه اقدام كنيد: به اداره ثبت احوال مراجعه نموده و فرم گواهي شاهد جهت دريافت شناسنامه المثني دريافت نمايد .
به دفترخانه ثبت اسناد دولتي رفته و امضاي شاهدين را گواهي و تاييد امضا بگيريد . مجددا به ثبت احوال رفته و ميزان مبلغ واريزي به ثبت را يادداشت و به بانك رفته و مبلغ ده هزارتومان به حساب ثبت احوال واريز نماييد.
سپس مجدداً به ثبت احوال مراجعه نماييد و مدارك خود را ارائه نماييد ، از آنجايي كه شما هيچگونه كارت شناسايي معتبري نداريد ، پس مجبوريد يه نامه تاييده عكس بگيريد و به كلانتري محل سكونت مراجعه كنيد .
خب وقتي به كلانتري مي رويد و فرم را ارائه مي كنيد ، از شما ضامن مي خواهند ، پس به خانه برگرديد و به همراه پدرتون و سند خانه به كلانتري مجدد مراجعه كنيد ؛ اما از آنجا كه شما پدر و پسر هستيد ، يك نفر ديگر هم بايد ضمانت كند ، پس به يكي از كسبه محل زنگ بزنيد تا به همراه جواز كسب به كلانتري بيايد .
بعد از تاييد عكستون كه متعلق به شماست ، يه اداره ثبت احوال مراجعه كنيد ، چون خيلي شلوغ هست بهتره حدود ساعت 1 يا 2 دوباره مراجعه كنيد ؛ خلاصه بعد از اينكه نوبتتون ميشه مدارك را از شما ميگيرند و يه رسيد به شما مي دهند كه دو ماه ديگه مراجعه كنيد .
خب البته همه اين مراحل به اين سادگي نيست و حداقل سه روز كاري زمان مي بره .
اين تازه فقط رديف اول ليست ، دو پست قبلي يعني فقط شناسنامه مسروقه بودش .
بايد براي دريافت ديگر مدارك شناسايي مجددا ً همين مسير ها را بعد از دريافت شناسنامه طي كنيد .
دعا كنيد زودتر مدارك پيدا شود ...

1- تا گرسنه نشديد غذا نخوريد .
2- نيم ساعت قبل از غذا يك ليوان آب را در سه جرعه بنوشيد .
3- قبل از غذا دستها را بشوييد .
4- زماني كه سالم و شاداب هستيد هر چه هوس كرديد بخوريد .
5- هنگام كسالت هر چه هوس كرديد نخورده و عكس آنرا بخوريد .
6- مقدار كمي نمك بچشيد. (براي سالم ماندن دندانها وجلوگيري از پوسيدگي)
7- به زيبايي سفره و غذا خوب نگاه كنيد. (انرژي چشمان با غذا منتقل مي شود)
8- غذا را با سالاد تزيين شده شروع كنيد. (زيرا خام است و ميكروب ندارد)
9- هر لقمه را 40 تا50 بار بجويد .
10- در صورت امكان با سه انگشت غذا بخوريد. (انرژي انگشتان به غذا منتقل مي شود)
11- در بين غذا آب يا نوشابه ننوشيد .
12- انرژي داده شده به غذا با خوردن آن به بدن منتقل مي شود. در اين حالت غذاي مصرفي نصف مي شود .
13- نمك كم بخوريد .
14- دو تا سه لقمه مانده سير شويد ديگر غذا نخوريد .
15- بعد از غذا مقداري نمك بچشيد.(ترشي معده را رفع ميكند)
16- بعد از ميل غذا دراز بكشيد و پاي راست را روي پاي چپ انداخته دستها را زير گردن قرار داده چشمها را بسته و بهيچ چيز فكر نكرده بمدت 5 تا 10 دقيقه سپس بلند شده در اين حال خستگي غذا رفع شده و انگار غذا نخورده ايد .

یک جلد شناسنامه به همراه
یک عدد کارت ملی
و همچنین کلیه کارت های شناسایی
و کلیه کارت های اعتباری
به همراه دسته چک
و هرچی داشتم و نداشتم
اعم از پول نقد و تراول
کلاه و دستکش و
مدارک دولتی طبقه بندی شده
هرچی که فکرش رو بکنی
مفقود گردیده است
به عبارت دیگر به سرقت رفته
فلذا از درجه اعتبار ساقط می باشند
پس ای سارق با انصاف
و یا ای یابنده عزیز
لطفا مدارک را برایم ارسال کن
پول ها هم نوش جانت
تو رو خدا ...


سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق...

هم چنان هم راه ما باشید با موجی از سرما ...![]()
دوباره به دنیا بیا
نپرس چگونه و یا چطور؟
تنها دوباره به دنیا بیا!...

چشمانت را ببند
و باز کن!...
این تولدی دیگر است...
دیدی که سحر از پی شب، در راه است دیدی که دوام شب بسی کوتاه است
این عیسی ما که زنده کرد ایران را حقا که مسیحا دم و «روحالله»است


اين گل را براي تو چيدم. رنگش قرمز نيست، عطر هم نمي افشاند، زيرا ريشه ي آن از صخره ي سخت جز تلخي نصيبي نبرده است. هنگام چيدن آن به خويش گفتم: « گل بيچاره! شايد سرنوشت تو اين بود که همچون خزه ها و ابرها، از بالاي قله بدرون دره ي عميق سرازير شوي، اما ديگر چنين نخواهد شد، زيرا من تو را به دلدار خود هديه خواهم کرد تا روي قلب او که از اين نيز عميق تر است جان سپاري. آسمان تو را از آن پديد آورد که روزي با دست نسيم پرپر شوي و همراه امواج رودخانه به اقيانوس بپيوندي. اما من تو را به جاي دريا بدست عشق مي دهم.»
از بچگی به ما گفتن خرس ها زمستونا ، توی خواب زمستونی میرن. اما تا اونجا که خاطرم هست هیچ جا نخوندم یا نشنیدم که آدمها هم برن توی خواب زمستونی.
نمی دونم تا حالا شده دلت بخواد توی وضعیتی که داری یا هستی بمونی و اصلا تکونی به خودت ، زندگیت و یا اندیشه و افکارت ندی. شاید این حالت توی مواقع مختلف گریبان گیر ما شده، حالا یا خودمون خیلی خاطر خودمون رو می خواستیم و زود از این خمودی اومدیم بیرون یا اینکه یکی ما رو از اون خواب غفلت بیرون آورد .
شاید این رخوت و خمودی که باعث میشه تو تکونی به خودت ندی و توی همون وضعیتی که هستی مرتب درجا بزنی بابت اینه که حس می کنی داری به در بسته می خوری ، اما اگه واقعا خودتم خواهان این باشی که دیگه بسه .حتما کسی هست که بی منت بهت کمک می کنه و راه خوبی جلوی پات میذاره. اگه کمی با خودمون رو راست باشیم حتما چند نفری رو می شناسیم. جای خوندم:
"هر وقت احساس احترام به خود ( اعتماد به نفس )، در شما کاهش یافت؛ فکر کنید که خداوند شما را به صورت خودش آفریده است (و نفخت فیه من روحی )"
فکر می کنم گاهی وقتا بدجوری بعضی از ماها توی خواب زمستونی میریم . اگه همه ما یادمون بیاد که بعد از هر زمستونی یه بهار زیبا هست فکر می کنید برای استقبال از اینهمه زیبایی میگیریم می خوابیم یا شروع می کنیم به خونه تکونی ؟
فکر می کنید چند نفر از ماها برای رسیدن به اون اهدافی که قراره بهش برسیم احتیاج به یه خونه تکونی حسابی داریم ؟
از گل فروش لاله رخي لاله مي خريد مي گفت بي تبسم گل خانه بي صفاست
گفتم صفاي خانه کفايت نمي کند بايد صفاي روح بيابي که کيمياست
خوب اي کسي که به گلزار زندگي روي تو همچون لاله صفا بخش و دلرباست
روي تو نيز چون رخ تو با صفاست تا بنگري که خانه ي تو خانه ي خداست
هفته ی پیش که بعلت موج دوم سرما ادارات کشور دو روز تعطیل اعلام شدند ، خوب بنده نیز ترجیح دادم کانون گرم خانواده را گرمتر نگه دارم و به جای رفتن سرکار در منزل بمانم .
که ناگهان موبایل بی محل شروع به نواختن نمود و رئیس از آن ور خط می پرسد : پس چرا سر کار نیومدی ؟!!!
خوب رئیس جانم اداره ها تعطیلن دیگه . کجا بیام ؟
رئیس : خنگه ، اون ادارات دولتی هستن ، شهرداری که تعطیلی نداره .
خنگه : رئیس جووون اون بخش خدمات شهری و 137 هست که بازه ؛ سازمان فرهنگی تعطیله .
رئیس : خنگه ....
خنگه : ..................
و قس هذا ...
در نتیجه امروز می رویم سر کار
