تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::..
 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 29 دی1386 و ساعت 9:40 قبل از ظهر |

 

أَلسَّلامُ عَلَيْك َ وَ عَلى ابآئِك َ الطّاهِرينَ، أَلسَّلامُ عَلَيْك َ وَ عَلى أَبْنآئِكَ الْمُسْتَشْهَدينَ، أَلسَّلامُ عَلَيْك َ وَ عَلى ذُرِّيَّتـِك َ النّـاصِرينَ، أَلسَّلامُ عَلَيْك َ وَ عَلَى الْمَلآئِكَةِ الْمُضاجِعينَ، أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتيلِ   الْمَظْلُومِ، أَلسَّلامُ عَلى أَخيهِ الْمَسْمُومِ ، أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْكَبيرِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضيـعِ الصَّغيرِ، أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّليبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْقَريبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلينَ فِى الْفَلَواتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحينَ عَنِ الاَْوْطانِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونينَ بِلا أَكْفان ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحْتَسِبِ الصّابِرِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَظْلُومِ بِلا ناصِر، أَلسَّلامُ عَلى ساكِنِ التُّرْبَةِ الزّاكِيَةِ، أَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّةِ السّامِيَةِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ طَهَّرَهُ الْجَليلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ افْتَـخَرَ بِهِ جَبْرَئيلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ناغاهُ فِي الْمَهْدِ ميكآئيلُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُكِثَتْ ذِمَّـتُهُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِكَتْ حُرْمَتُهُ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُريقَ بِالظُّـلْمِ دَمُهُ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَـرَّعِ بِكَأْساتِ الرِّماحِ أَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِى الْوَرى، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى،  أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتينِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامي بِلا مُعين، أَلسَّلامُ  عَلَى الشَّيْبِ الْخَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّريبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِيَةِ فِى الْفَلَواتِ، تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِياتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهَا السِّباعُ الضّـارِياتُ، أَلسَّلامُ عَلَيْك َ يا مَوْلاىَ  وَ  عَلَى  الْمَلآ ئِكَةِ  الْمُرَفْرِفينَ  حَوْلَ  قُبَّتِك َ ، الْحافّينَ  بِتُرْبَتِك َ،

 

 سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن  دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن  سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند،             " فرازی از زیارت ناحیه مقدسه "

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 29 دی1386 و ساعت 9:38 قبل از ظهر |

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 28 دی1386 و ساعت 8:0 قبل از ظهر |

کاش، ای کاش که دنیای عطش می فهمید

آب مهریه ی حضرت زهراست  

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 9:10 قبل از ظهر |

 

 تحریف تعداد کشته شدگان در روز عاشورا 

 در کتاب اسرار الشهاده نوشته شده است که لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون و ششصد هزار نفر بود. باید سوال کرد اینها از کجا پیدا شدند، اینها همه در کوفه بودند، مگر یک چنین چیزی می شود؟! و نیز در آن کتاب نوشته که امام حسین در روز عاشورا سیصد هزار نفر را با دست خودش کشت! با بمبی که در هیروشیما انداختند تازه شصت هزار نفر کشته شدند و من حساب کردم که اگر فرض کنیم که شمشیر مرتب بیاید و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشتن سیصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می خواهد. بعد دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی آید، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است! همینطور درباره حضرت ابوالفضل گفته اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد. پس حرف این مرد بزرگ حاجی نوری را باور کنیم که می گوید اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدید اباعبدالله بگرید، بر این دروغ هایی که به ابا عبدالله علیه السلام نسبت داده می شود گریه کند.              "شهید مطهری "

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 26 دی1386 و ساعت 6:56 قبل از ظهر |

قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك می شود... واین عاقبت كار عشق است . موكب امام به هر سوی كه می رفت ، به سوی دیگرش سوق می دادند تا روز پنجشبه دوم محرم سال شصت و یكم هجری به كربلا رسید .

امام ایستاد و خطبه ای كربلایی خواند : « اما بعد... می بینید كه كار دنیا به كجا كشیده است ! جهان تغییر یافته ، منكَر روی كرده است و معروف چهره پوشانده و ازآن جز ته مانده ظرفی، خرده نانی و یا چراگاهی كم مایه باقی نمانده است . » «زنهار ! آیا نمی بینید حق را كه بدان عمل نمی شود و باطل را كه ازآن نهی نمی گردد تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود؟ پس اگر اینچنین است ، من درمرگ جز سعادت نمی بینم و در زندگی با ظالمان جز ملالت . مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبانشان نیست؛ آن را تا آنجا پاس می دارند كه معایش ایشان از قِبَل آن می رسد ، اگر نه ، چون به بلا امتحان شوند ، چه كم هستند دینداران .»

ای دل! تو چه می كنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار كه تو را از حسین جدا كند ! این چه اختیاری است كه برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیك بنگر تا قلاّده دنیا ا برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، كه در دست شیطان است . آنان می انگارند كه این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل كه شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی كه در نفس خویش دارند می فریبد.

 

  

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 11:20 قبل از ظهر |

 

أَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الَّذي سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللهَ في سِـرِّهِ وَ عَلانِـيَـتِـهِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّـِفآءَ في تُرْبَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاَْ ئِـمَّـةُ مِنْ ذُرِّيَّـتِـهِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خاتَِمِ الاَْ نْبِيآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سَيِّدِ الاَْوْصِيآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ ، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ خَديجَةَ الْكُبْرى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ جَنَّةِ الْـمَـأْوى، أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ زَمْـزَمَ وَ الصَّـفا، أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوكِ الْخِبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ الْكِسْآءِ، أَلسَّلامُ عَلى غَريبِ الْغُرَبآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى شَهيدِ الشُّهَدآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى قَتيلِ الاَْدْعِيآءِ ، أَلسَّلامُ عَلى ساكِنِ كَرْبَلآءَ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّيَّتُهُ الاَْزْكِيآءُ ، أَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الدّينِ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنازِلِ الْبَراهينِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْئِمَّةِ السّاداتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُيُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِياتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمينَ،

 

سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان،

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 12:56 بعد از ظهر |

 

هرچند که تکراریه اما تکرارش خالی از لطف نیست ...

 

                

بسم رب الشهدا

 

سلام . راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم تا ننویسم.ولی احساس کردم که باید نوشت تا همه  بدانند و فکر کنند و تصمیم بگیرند.آنچه میخوانید فرقهایی است که بنده پس از مدتها تامل و مشورت بین "حسین "  و " حوسین"  پیدا کردم.حال آنها را میشمارم تا خدای ناکرده "حوسین" را به جای "حسین(ع)" مظلوم و معصوم ننگریم .

چرا که آنوقت " این ره که تو میروی به ترکستان است ".

 

1-اول اینکه "حسین(ع)" یکی بیشتر نیست اما "حوسین" متعدد است یعنی هر مدّاحی برای خودش یک جور "حوسین" دارد تا آنجا که گفته می شود "حوسین" این مدّاح از "حوسین" آن مدّاح  بهتر است.

 

2-" حسین " نماز را ولو در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا میدارد ولی "حوسین" نماز صبح را فدای شب بیداری حوسینی خود میکند.

 

3-" حسین " انسان سازی  میکند و آدم میخواهد ولو یارانش خود را مصداق "وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید" میدانند اما "حوسین" به یارانش ذکر " من کلب حوسینم" را القا نموده و بیش از این هیچ!!!!یعنی اینکه کلب میخواهد و سگ پرورش میدهد.

 

4-درد " حسین " حفظ دین و شرافت  انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و سیراب کردن بستگانش.

 

5-" حسین " را باید از مطهری ها و شیخ جعفر شوشتری ها شناخت ولی "حوسین" را میشود لابلای آواز و اشعار نا عالمان و نا عارفان جست و ای بسا اهل دین و معرفت شخصیتی مثل "حوسین" را قبول نداشته باشند   یا موهوم و ساخته خیال کج فهمان بپندارند.

 

6-" حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی.

 

7-یاران " حسین " او را بنده خدا میدانند ولی حوسینیان نعره " حوسین الهی " سر میدهند.

 

8-" حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است.

 

9-" حسین " تاثیر " یا حسین " را منوط به پاکی قلب و خلوص و اطاعت از خدا میداند اما "حوسین" میگوید :  هر چه میخواهد دل تنگت بکن  ولی " یا حوسین "فراموش نشود.

 

10- دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس.

 

11-" حسین " را میشود در همه قلبها جست  ولی " حوسین " مختص گروههای معدودی است که غیر از خود را فاقد حب اهل بیت می دانند و به طور ادواری دور هم جمع شده و با حرکاتی عجیب و نامأنوس وقت گذرانی میکنند.

 

12-با معیار " حسین " در هر زمانی میشود کربلایی و کوفی را شناخت ولی " حوسین " حامل چند اسم و واقعه است و بس .آنهم در ظاهر.

 

13-" حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی  "حوسین " سحرها......

(سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی      تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!

 توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی

 

14 – " حسین "مشعل دار عقلانیت الهی و عبودیت است اما " حوسین " بسیاری از کارهای خود را به نام "عشق حوسین " توجیه میکند و همه مبانی عقلی و شرعی را کنار می نهد و تکلیف را از دوش حوسینیان بر می دارد .

 

15-در ظهر عاشورای حسینی فقط صدای " الله اکبر ...حی علی الصلوه "شنیده می شود اما در عاشورای حوسینی نعره های " حوسین حوسین " به جنگ اذان می آیند.

 

16-عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند .

 

17-اگر از فقهای دین از مجالس حسینی بپرسیم بدن هیچ شرطی میگویند: " احسن الاعمال " ..اما اگر از مجالس حوسینی بپرسیم میگویند : " اگر وهن دین نباشد!!!! "

 

18-حرارتی که از " حسین " در قلبهاست << لن تبرد ابدا >> می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک شور حوسینی فروكش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود.

 

19-همت مجالس حسینی کسب معرفت و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم بهتر صفها و همسانی ضربات و بالا و پائین پریدن ها و شدت بیشتر شور.

 

20-برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که " پاپ "  است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند.

 

21-در مجلس حسینی اشک حرف اول را میزند اما در مجلس حوسینی نعره و فریاد.

 

22-" حسین " حسینیت خود را حفظ نمود حتی زیر گام اسبها و خنجر کین دشمنان اما " حوسین " زیر ذره بین  معرفت و امام شناسی  خود را می بازد .

 

23-" حسین " همیشه  " حسین " است اما " حوسین " گاهی اوقات " حیسین  " می شود و چه بسا " سین " باضافه یک سکسکه  بعدش!!!!!!!!.

 

24-" حسین " برای شنوانیدن حرفهایش به چیزی نیاز ندارد اما " حوسین " برای جلب توجه بیشتر به بوق و کرنا و  طبل و علم و کتل دست می یازد .

 

25-" حسین " شخصیتی است جهانی و همه آزادگان او را مقتدای خود میدانند اما " حوسین " فقط موضوعی است برای بعضی از مجالس که نه تنها عمومی نیست بلکه مشروعیت آنها محل اشکال بسیاری از بزرگان است.

 

26-در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس حوسینی تازه وارد ها مشکوکند و عجیبند و نباید رد جایگاه قدیمی ترها  بایستند.

 

27-" حسین " برای حفظ دین جدّش با فریاد رسای << یا سیوف خذینی >> به سوی شهادت شتافت اما " حوسین "دین را به زیر ضربه های کج فهمان می فرستد تا خود بماند.

 

28-عاشقان " حسین " خودشان را برای " حسین " می خواهند ولی مریدان درویش مسلک " حوسین"او را بهانه ای کرده اند برای خود خواهی ها و هوسهایشان .

 

29-آنکه در عاشورای محرم سال 61هجری در کربلا بود " حسین " بود نه " حوسین ".

 

30-.................؟؟!

http://www.heyatian.blogfa.com

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 22 دی1386 و ساعت 10:52 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 21 دی1386 و ساعت 8:0 قبل از ظهر |

 

یاران ! این قافله ، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد كه :‌الرحیل ، الرحیل . از رحمت خدا دور است  كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می كشد و ... بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن ؛ حسین ، حسین ، حسین ،‌حسین . نمی تپد ، حسین حسین می كند .

یاران ! شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ، كه گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفكند ؟... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیك است كه در كربلا ، و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟ كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین كه از من و تو شایسته تر است . الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.

 

         قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: كل یوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... این سخنی است كه پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.

... و تو ، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اكنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار می كشد تا تو زنجیر خاك از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی...

یاران! شتاب كنید ، قافله در راه است . می گویند كه گناهكاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهكاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند .                                                       (آوینی)

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 19 دی1386 و ساعت 9:16 بعد از ظهر |

 

استادی درشروع کلاس درس ، ليوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم.

استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقيقا“ وزنش چقدراست .

اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

شاگردان گفتند : هيچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟

يکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد

استاد گفت : حق با توست .

حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد ديگری جسارتا“ گفت : دست تان بی حس می شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج می شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.

استاد گفت : خيلی خوب است . ولی آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه پس چه چيز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟

درعوض من چه بايد بکنم ؟

شاگردان گيج شدند . يکی از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.

 

استاد گفت : دقيقا“ مشکلات زندگی هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنيد ، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد ، فلج تان می کنند و ديگر قادر به انجام کاری نخواهيد بود .

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب ، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمی گيرند هر روز صبح سرحال و قوی بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشی که برايتان پيش می آيد ، برآييد ..

با آزاد کردن فکرتان ( گذاشتن لیوان بر زمین ) فکر و ذهن شما باز خواهد بود و راه  تصمیم گیری بهتری خواهید داشت،  در ثانی نتیجه مثبتی خواهید گرفت.

اجازه ندهید خستگی بر  روح و جسم شما اثر بگذارد .

به جنبه های مثبت کار خود فکر کنید.

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 17 دی1386 و ساعت 8:48 بعد از ظهر |

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 16 دی1386 و ساعت 10:2 بعد از ظهر |

اگه گفتی این عکس چه مفهوم و منظوری داره ؟!

برداشت شما از این تصویر چیست ؟

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 15 دی1386 و ساعت 9:57 بعد از ظهر |

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 14 دی1386 و ساعت 6:40 قبل از ظهر |

 

دیشب نه پریشب مراسم اولین سالگرد دوست وبلاگ نویسم حسن نظری بود . از اصل بسیار خوب و عالی برنامه که با صحبت های دلنشین دو برادر بزرگوار جناب آقای انجوی نژاد و جناب آقای پناهیان همراه بود ، بگذریم که شاید در فرصتی دیگر به تعریف آن پردازم  ؛  وسط برنامه جناب رئیس عزیزم استاد  پازل  فرمودند به بنده که دانشناپذیر جان الان یکی از خارج اومده من باید برم ببینمش و از این حرفا که یعنی دانشناپذیر مونده و حوضش ، خلاصه جناب پازل وصیت کرد که اون کارتن بزرگه که توش یه تعداد فولدر آماده و تعدادی فولدر خالی هست رو به سازمان منتقل کنم .

من هم عزا گرفتن که توی این وضعیت چه جوری کارتن روی کولم کنم و ببرم سازمان . هی نفس خبیثم می گفت بیخالش شو ، بپیچونش و قس هذا ...

اما نمی دونم چی شد ، یهو کارتن رو گذاشم روی کولم و از سالن اومدم بیرون ؛

بخوره توی سر هر چی وجدان کاری هست .

خلاصه اومدیم توی مترو و بلیط اعتباری خود را شارژ نموده و سوار اولین قطار بعلت شلوغی نتوانسته شده و سوار دومین قطار شده و به مقصد منزل حرکت کرده و در میدان هفت تیر پیاده شده و از کوچه پس کوچه ها عازم بیت گردیده . ( زیاد به فعل ها و جمله بندی فکر نکن ... )

کوچه پایینی بیت مکرم پدر یک راس موتور گشت پلیس به بنده مشکوک می شود که در این کارتن که حمل می کنم چیست ؟ ( گویا یک کارتن از سوخت نیروگاه هسته ای بوشهر کم شده و همه به دنبال اون کارتن هستند )

پرسید : چیه توی کارتن ؛ من هم گفتم : فولدر .

گفت : هان ؟! فولدر نمنه ؟ منم گفتم : چرکی بیلمره .

خلاصه در کارتن رو باز کردیم و یه بسته از فولدرای خام دادیم دست مامور نمای راکب . یه نگاهی به فولدرا انداخت یه نگاهی به کارتن و یه نگاهی به من .

من که دوزاریم خبر دار شدش قصد دو در نمودن کارتن را دارد ، زودی گفتم البته اینا 60 تا فولدره که اضافه اومده و فردا باید به رئیسم تحویل بدم .

اونم با خونسردی گفت : به رئیست بگو 40 تا اضافه مونده . ما این 20 تا رو توی کلانتری نیاز داریم .

منم توی دلم گفتم : آخیـــــــــــــــــــــــــــــــش . کارتن رو نجات دادم . اون 20 تا هم سگ خور .

مامور نمای راکب رفت و من هم رفت . توی دلم هم یک مقدار بد و بیراه نسبت به رئیس عزیزم جناب پازل نثار کردم که چرا من رو این وقت شب با یه کارتن توی خیابونها سرگردان گذاشته که اینا به من گیر بدن و الخ ...

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 12 دی1386 و ساعت 9:45 قبل از ظهر |
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی علیه السلام
و الائمة المعصومین علیهم السلام

من غدیرم!
فرزند سعی ساره و هجر هاجر و زمزمه‌ی زمزم
من غدیرم!
پاره ای از نیل که موسائیان، به نشاط فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار، در آن گام نهادند و به سلامت و میمنت و برکت، از آن فراز آمدند
من غدیرم!
جان بخش دلها، همچون دم عیسای مسیح، و متبرک از زهد زکریای پیامبر(ع)
من غدیرم!
یاد آیه میثاق و کمال، برکه ای فزونتر از دریا، مشعل جاودان سوز مبارک
من غدیرم!
معبد همه دیدگان نافذ حق بین، و رستن‌گاه برگ و گل و باد و آفتاب
من غدیرم!
نظرگاه «شبان وادی ایمن» قبله گاه و راهنمای خضر نبی
من غدیرم!
کرامت دستان سبز تاریخ، سنگ نشان همه دل‌دادگان دریا دل
من غدیرم!
تبلور متن متینی از راهبری همه رهروان حق جوی عدالت مدار ایمان پناه
من غدیرم!
پایگاه عرفان خوشه های پر ثمر ایثار و عشق و تجلی و آرمان و جایگاه فرود فرشتگان و فرشته سانان و سبک‌باران
من غدیرم!
تداوم رسالت «گل سرخ»، در «باغستان توحید»
من غدیرم!
استمرار روزهای آفتابین و شب‌های ماهتابی
من غدیرم!
بهای هر چه، بهارانست، طراوت قطره قطره ای که، از باران است.
من غدیرم!
عطر دل انگیز نعمت ولایت و موهبت هدایت!
 
عید غدیر خم بر همه ی عاشقان ولایت مبارک باد

پ.ن. غدیر هم رسید!خدا را صدهزار مرتبه سپاس ...
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 7 دی1386 و ساعت 5:56 بعد از ظهر |

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 7 دی1386 و ساعت 2:30 قبل از ظهر |

 

روسیه موافقت کرده که پنج مجموعه S-300PMU-1 به ارزش 800 میلیون دلار را به ایران تحویل دهد...خرید این سامانه ها برای ایران کاملا منطقی است و در راستای سیاست بروزرسانی سیستم دفاع هوایی آن صورت می گیرد... هدف روسیه مقابله با طرح های آمریکا در مورد اقدام نظامی در خاورمیانه است.

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 6 دی1386 و ساعت 12:53 بعد از ظهر |

 

سیاست !!! به من چه اصلا ...

 

1- دکتر: ... حق مسلم ماست ...

2- بهاره رهنما : صبر کنید صبر کنید من موچ هستم ... ( سانسور شد بقیه جمله )

3- 400 تا عکس توپ و خفن از مراسم شب یلدا چلچراغ دارم ... فروشی ، وری هات ...

 لینک تصویر اصلی

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 5 دی1386 و ساعت 9:48 بعد از ظهر |

 

اشتر مران‌ ای‌ ساربان‌ اینجا زمین‌ کربلاست

آهسته‌ ران‌ آهسته‌ ران‌ اینجا زمین‌ کربلاست‌

 

اینجا فضای‌ نینواست‌ مهمان‌ سرای‌ کبریاست‌

ما میهمان‌ حق‌ میزبان‌ اینجا زمین‌ کربلاست‌

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 2 دی1386 و ساعت 6:36 قبل از ظهر |