تبليغاتX
..:: یاد داشت های یک دانشناپذیر ::..

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد

دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 30 مرداد1385 و ساعت 10:2 بعد از ظهر |

نخستین جشنواره فرهنگی و هنری طلیعه ظهور

 

عصر ظهور مسیح آخر الزمان، مهدی موعود(عج) آفتابی ترین روز خلقت است. عصری که چشم­ها و دل­ها منتظر رسیدن تک سوار سپید پوش دشت انتظار و خورشید مغرب طلوع اعصار هستند. عصری که زیستن ابدی آغاز می شود و زمین مژده طراوت دریافت می­کند. عصری که حنجره­های نوای سبز آرامش سر می­دهند. آسمان دیبای اطلسی خود را می­پوشد و محو رسیدن او می شود. روزهای خوب خدا به استقبال طلیعه ظهور او می دوند و جاده های مه گرفته انتظار به قنوت دستان منتظران گره می­خورد.

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم جمال او را چکیده عدالت پیامبران و مهرورزی محمد(ص) است در نخستین جشنواره فرهنگی و هنری طلیعه ظهور به نیکی ستوده و به منظور اعتلای فرهنگ پویای انتظار در سال پیامبر اعظم(ص) دلهای منتظران ظهور را فراهم می­آورد.

 

www.ershadqom.ir

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 30 مرداد1385 و ساعت 9:3 بعد از ظهر |

             همانطور که همه ی دانشپذیران عزیز می دانند ، انرژی گرمایی باعث جنبش مولکولی و انبساط اجرام می شود ... ( محض انبساط خاطر شما ... )

در میان این فصل گرما ، برادران ناجایی هم بیکار ننشسته و طبق همین اصل فیزیک یه تکونی به سلول های خاکستری خودشون دادند و چندین طرح در وکردند ...

البته همچنین گناهی هم ندارند ؛ اینا مجری تصمیمات سیاستمدارن و اهرم اجرا و فشار هستند ... هرچند که ما با برخی از فشارها هم موافقیم ... اما باید فکر چاره ای برای معضلات فرهنگی و اجتماعی نمود .

 

امروز برای گرفتن تصاویر ماهواره نیاز به دیش هست ... فردا که این نیاز سخت افزاری برطرف شده و برای دریافت فرکانس ماهواره نیاز به دیش نبود چه فکر نرم افزاری باید نمود ؟

پول بهتر است یا ثروت ؟

محدودیت و فیل ترینگ درست است یا آموزش و آگاهی بخشی ...

اون از طرح گشت ارشاد !!! اینم از این جمع آوری دیش های ماهواره ...

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل ...

 

منبع تصاویر  همه بريم بهشت : http://behesht.atspace.org

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 29 مرداد1385 و ساعت 10:44 بعد از ظهر |

چندی پیش ، بر روی یکی از نشریاتی ( بولتن شورای نگهبان ) که به صورت ماهیانه برایم می آمد ،

 این برگه را دیدم :

بسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای مزارعی

سلام علیکم

متاسفانه این نشریه به آدرسی اشتباه آمد ، چون دیدم اسلامی است بدون اجازه ی شما باز کردم و مطالعه نمودم و بهره مند شدم . حلال بفرمایید . نشریه خوب و غنی و کاملی است . موید باشید . ترا خدا حلال کن برادر .

ارادتمند شما / برادر دینی شما

                                 

پ.ن :

_ دیروز از مشهد برگشتم ... جای همه خالی ، برای همه دعا کردم ... ( نمی دونم چرا من برای هر کی دعا می کنم حالش بدتر میشه و کارش به بیمارستان میکشه ... )

_ چند وقتیه این نشریه دیگه برام نمیاد ... مشتری زیاد پیدا کرده ... ( قابل توجه همسایه ها )

ـ بی اینترنتی بد دردیه ... مخصوصا برای کسی که در روز ۱۰ ... ۱۵ ساعت پای اینترنت باشه ... ( یکی باهام هم دردی کنه ... از امروز اینترنتم دوباره قطع شدش ... )


+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 28 مرداد1385 و ساعت 9:29 بعد از ظهر |

 

صحن مبارک قدس ( حرم رضوی ) - امروز ساعت ۳۰/۵ صبح

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 27 مرداد1385 و ساعت 9:25 قبل از ظهر |

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ

O you who believe! if you help (the cause of) Allah, He will help you and make firm your feet.

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، اگر خدا را ياری کنيد ، شما را ياری ، خواهد کرد و پايداری خواهد بخشيد

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در سه شنبه 24 مرداد1385 و ساعت 9:44 قبل از ظهر |

بعد از آنکه دانشناپذیر پا به عرصه وبلاگستان نهاد و با کمالات و فضائل وافره ی خود جمیع بلاگر ها را متنعم ساخت ... مردی از تبار رجال به حال خود غبطه خورد که چرا از ما به دور مانده و الخ ...

ایشان نیز وبلاگی زندند ...

 

http://www.ahmadinejad.ir

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 9:43 بعد از ظهر |

جاتون خالی دیشب عروسی یکی از رفقا بودیم ... هم با خودش همکار بودم هم با خانمش ...

در دو جای مختلف ... جالبه نه !

بزمانه عزیز در حال لومبوندن بستی ...

 

این دو به چه فکر می کنن ... دکتر زاکانی ، نماینده مردم تهران در مجلس ( سمت راست )

دکتر علی عسکری رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری ( سمت چپ )

مهرداد بذرپاش ( مشاور رئیس جمهور ) هم بعلت ابعاد بزرگ و غیر استاندارد تو کادر جا نشد ... در ضمن هفته پیش هم عروسیش بود ... گفته بودم براتون ...

خوب معلومه به این فکر می کنن چه خبطی مرتکب شدن که باید سر میز دانشناپذیر بشین و به داستان های من گوش بدن ، اما حال کردن ها ... اگه من اونجا نبودم هیچکی تحویلشون نمی گرفت !

خوب اینم منم در حال شام خوردن ... همه رفتن و من ماندم و میزی پر برکت ... شما هم بفرمایید ...

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 10:50 قبل از ظهر |

این دختره می خواست خودش رو از روی پل فجر بندازه پایین ... یعنی خود کشی کنه ...

ما هم هرچی سوت و کف زدیم ، تشویق نشد اینکار رو بکنه ...

ما هم راهمون رو  گرفتیم و رفتیم ...

 

دیروز ٬ پل فجر

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 10:40 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 20 مرداد1385 و ساعت 9:53 قبل از ظهر |

پیش نویس :

چهارشنبه  یازدهم مرداد ماه /

مشغول وبگردی بودم که بنر تبلیغاتی اعتکاف دینی بلاگ را دیدم . هرچند که بر اسم دینی بلاگ حرف و حدیث دارم ولیکن از این اقدام خوشم آمد و پستی در وبلاگم برایشان نگاشتم ... و بعد وسوسه ! شدم که فرم را پر کنم ببینم چی میشه !

شب در راه برگشت به خانه ، آقای فخری به همراهم زنگ زد ...

مسجد بلال ...

                                                   

                                                      ادامه مطلب را بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 19 مرداد1385 و ساعت 10:44 بعد از ظهر |

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين

به علی شناختم من به خدا قســم خدا را

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 16 مرداد1385 و ساعت 9:8 بعد از ظهر |


دیشب عروسی دختر احمدی نژاد بود ، لابد می پرسید اسم داماد چیه ؟ دکتر ...

امشب عروسی مهرداد بذرپاش مشاور جوان رئیس جمهور است .

فردا شب هم عروسی حمزه جهان آرا ، پسر شهید جهان آرا است .

یه شبی هم عروسی دانشناپذیر است (خدا خواهد نصیب ) .

امروز هم سر کار به مناسب روز پدر ! بهم یه ربع سکه دادند .

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 16 مرداد1385 و ساعت 9:6 بعد از ظهر |

 

عصر اطلاعات و ارتباطات ... دهکده جهانی ... دولت الکترونیک ... آموزش مجازی ... تجارت الکترونیک ... اخلاق فناوری اطلاعات ... جرم سایبر ... مالکیت معنوی ... حریم خصوصی ...

شهروند مجازی کیست ؟   سواد رسانه ای چیست ؟   شکاف دیجیتال چگونه است ؟

و ده ها واژه از این دست را امروزه بارها می شنویم و درباره آن خبرها می خوانیم و متخصصان مقاله می نویسند و محققان کتاب می نگارند .

چه بخواهیم ، یا نخواهیم مسیر حرکت ما به این سمت است که به سوی جامعه جهانی اطلاعاتی پیش رویم . با اینترنت ملی پیش رویم یا آزادی بی حد و حصر اطلاعات . تفاوتی برای شهروندان مجازی ندارد . ماهیت زندگی و جنس فعالیت در هردو صورت یکی است .

مهم این است که بدانیم وظیفه ما در این دنیای مجازی چیست .

 

نظر شما در مورد کیوسک های رسانه ای چیست ؟

چه انتظاری از یک کیوسک رسانه ای دارید ... آیا در نقاط مختلف شهر کیوسک هایی جهت ارائه خدمات اطلاع رسانی راه اندازی شود؟ شما از آنها استفاده می کنید ؟ در چه نقاط و مکانهای عمومی پیشنهاد می کنید ؟ چه خدماتی را انتظار دارید ؟

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 10:22 بعد از ظهر |

....

بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

رفیق عازم سفر فقط "سلام" را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

 "سلام نسخه"را ببر ببین دوا نمیدهد؟

از او بپرس این مریض را شفا نمیدهد؟

چقدر تا تو  با قطار ها سفر کند دلش

چقدر بگذرند زائرانت از مقابلش ...

                     

                                  http://www.ordooblog.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 15 مرداد1385 و ساعت 9:21 بعد از ظهر |

ای در تو ختم ٬ آیت جود و سخا جواد

بر تو سلام ٬ ای هم مهر و وفا جواد

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در شنبه 14 مرداد1385 و ساعت 7:53 قبل از ظهر |
 

                                        

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 13 مرداد1385 و ساعت 7:57 قبل از ظهر |

بالاخره شماره معکوس اعلام نتایج آزمون کنکور شروع شد و از امشب حاصل ماهها زحمت دانش آموزان مشخص می شود ‏، از این پس دنیای اضطراب تعدادی از دانش آموزان به پایان می رسد و با ورود به دنیای جدید دانشگاه عرصه دیگری از زندگی را تجربه می کنند ، اما عده ای دیگر همچنان در برهوت استرس های ناشی از عدم قبولی در کنکور غرق می شوند ، برهوتی که تا ناکجا آباد وجود پیش می تازد و تمام تار و پود ذهن را متلاشی می کند ، براستی چگونه باید با این روزهای پر آشوب مقابله کرد؟

هر ساله میلیونها داوطلب در آزمون کنکور شرکت می کنند که از این تعداد فقط حدود یکصد و پنجاه هزار نفر می توانند سد کنکور را بشکنند و پا به عرصه دانشگاه بگذارند ، کنکور هر ساله اثرات نامطلوبی را بر روح و روان داوطلبان وارد می کند و عدم قبولی در آن گاهی سبب ایجاد بحران های شدید روحی و روانی می شود ، به طوری که در برخی از موارد این بحران شاید زودگذر چنان روح داوطلب را در می نوردد که گاهی وی را تا مرز جنون و خود کشی می کشاند.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

به راستی چرا وضعیت تحصیل و آموزش عالی در کشور ما چنین است ؟

این دانشی که در دانشگاه ها به خورد این جوانان می دهند در آینده چند درصد بازده و کارآیی دارد ؟

                                                عشق است دانشناپذیری

                                              

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در پنجشنبه 12 مرداد1385 و ساعت 10:37 بعد از ظهر |

 

اولین تجربیات هر کاری ، در زمره ی زیباترین خاطرات آن کار برای هر کسی محسوب می شود .

همین وبلاگ نویسی ، واقعا تجربه ی ناب و نازنینی برای من بود ... و اولین پست ها و کامنت ها ، خاطره انگیز ترین مطالب ، و وقتی آمار وبلاگم از هزار بازدید کننده فراتر رفت جشن وبلاگی برای خودم گرفتم و ...

یادم هست ، بیش از ده سال ِ قبل ، زمانی که اولین مطلبم در یکی از نشریات ( سروش نوجوان ) چاپ شده بود ، چه ذوق و شوقی داشتم . هنوز که هنوزه نسخه ای از آن مجله را که باید میراث فرهنگی به فکر احیا و نگهداریش از شر موریانه ها باشد ، دارم . کار در سروش نوجوان اولین تجربه ی ژورنالیستی من بود . نوجوانی در دوران ابتدایی و راهنمایی ...خبرنگار افتخاری و کلی پز و قیافه ...

یادش بخیر ... بعدها مطالبم در خانه روزنامه نگاران جوان چاپ می شد ... و یکباری هم با یکی از رفقا پیش آقای زائری به خانه روزنامه نگاران جوان رفتیم ... ولی حیف چه زود ... رفتند .

=-=-

دیروز رفته بودیم روزنامه همشهری . همان آقای زائری و مهربانی و صفا و صمیمیت همیشگی .

وای که چقدر تحویل بازار بود ... کلی حرفای قشنگ قشنگ زد و کلی فکر و ایده مطرح کرد .

عزتش مستدام .

                           

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 11 مرداد1385 و ساعت 8:32 قبل از ظهر |

بار ديگر وبلاگ نويسان گرد هم مي آيند تا در دنيائي حقيقي ، مجاز را پشت سر گذارند . اما اين بار در دنيائي فراتر از حقيقتهاي دنيوي ، در فضائي آسماني يكديگر را ملاقات مي كنند...

                         

                        http://www.diniblog.com/etekaf.aspx

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 11 مرداد1385 و ساعت 8:12 قبل از ظهر |

شماري از فرزندان سرداران شهيد ايران با ارسال پيامي، با دبيرکل جنبش حزب‌الله لبنان پيمان بستند:

ان الله عزيز ذو انتقام

(سوره ابراهيم آيه 47)

اشکهايمان تبلور خشم فروخفته‌اي است؛ بغضي است بر مصيبت‌هاي هم سنگرانمان.

لبنان تداعي نينواي مولايمان حسين است و زمزمه قلبهايمان:

«اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولي لمن والاکم و عدواً لمن عاداکم الي يوم القيامه»

و اينک هنگامه خونين وطنمان لبنان؛ تفسيرکلام صاحب ذوالفقار است:

وَ قَدْ اءَرْعَدُوا وَ اءَبْرَقُوا، وَ مَعَ هَذَيْنِ الْاءَمْرَيْنِ الْفَشَلُ، وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لاَ نُسِيلُ حَتَّى نُمْطِرَ

همانند تندر خروشيدند و چون آذرخش شعله افكندند. با اين همه، ترسيدند و در كار بماندند. ما چون تندر نمى‌خروشيم، مگر آنگاه، كه خصم را فرو كوبيم و سيل روان نمى‌كنيم مگر آنگاه كه بباريم.
و اي نصر الله

اي از سلاله اهل بيت (ع)

امروز تو دست انتقام پروردگاري

اي سالک راه محمد بن حنفيه!

روحبخشمان بشارت مولاست:

تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لاَ تَزُلْ، عَضَّ عَلى نَاجِذِكَ، اءَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ، تِدْ فِي الْاءَرْضِ قَدَمَكَ، ارْمِ بِبَصَرِك اءَقْصَى الْقَوْمِ، وَ غُضَّ بَصَرَكَ، وَ اعْلَمْ اءَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ

اگر كوهها متزلزل شوند، تو پايدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاريت به خداوند بسپار و پايها، چونان ميخ در زمين استوار كن و تا دورترين كرانه هاى ميدان نبرد را زير نظر گير و صحنه‌هاى وحشت خيز را ناديده بگير و بدان كه پيروزى وعده خداوند سبحان است.

اي نصر الله !

اي فرزند زهرا (س)!

چون پدرانمان و چون پدران پدرانمان با وارثين ثارالله پيمان مي‌بنديم

ولعن الله أمة ظلمتك ولعن الله أمة سمعت بذلك فرضيت به.

الحمد لله غير مقنوط من رحمته

سپاس خدايي را که از رحمتش مايوس نيستيم

فرزندان سرداران شهيد ايران:

سورنا ستاري، مهدي تندگويان، سيدمحسن اندرزگو، علي فکوري، محمدمهدي همت، حسين عباسپور، سيد ناصر نامجو، ميثم کريمي، احسان باکري، حمزه جهان آرا، هادي دادمان، سلمان جهان آرا، مهدي صياد شيرازي، محمد ابوالفتحي، سلمان رضايي، جعفر معصومي، محمدمهدي کاظمي، محمدسعيد کاظمي، حمزه رضوي، علي ساجدي.

                                             

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در سه شنبه 10 مرداد1385 و ساعت 8:43 بعد از ظهر |

 از : دانشناپذیر

به : دکتر !

موضوع : این ره به ترکستان می رود ... می رود ... می رود

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

محضر مبارک دکتر عزیزم  ( نیشخند : صیغه هم می خونید تو محضرتون )

با سلام و احترام و ارادت و دیگر الفاظ پاچه خواری مترداف

ممنون که وبلاگ حقیر را با نظرات و دیدگاه متعالی خود مزین می فرمایید . اگر آخرین کامنت پست قبلیم را در رابطه به پست بنده نگاشته باشید :

مومن ....

وقتی کسی از علم صحبت میکنه. باید باهاش علمی صحبت کرد.

وقتی در باره متدولوژی صحبت کرد باید روش شناختی بحث کرد.

وقتی میخوای به نتیجه نرسی حکمت و علم و روش و همه چیز رو با هم قاطی کن.

همه جا دنبال همه چیز نباشیم.

 معروض می دارم :

حيف که من دانشناپذيرم و بی سواد . هرچند که غبطه ی تکيه بر کرسی دکترين نمی خورم و بدين لحاظ هم صحبت خوبی برای شما دکتر بزرگوارم نيستم .

اما دکتر جان !‌علم و فلسفه و کلام و همه و همه شاکله ی ساينتيس دارد . ما بايد به دنبال نالج باشيم نه ساينس .

هيچگاه ريشه های ساينس که سه ايدئولوژی معرفتی غرب بر پايه ی آن تشکيل شده است ( رسیونالیزم ، پوزیتیویسم  ، و  آمپریسیزیم . یعنی خرد گرایی شمارش گر و خود بنیاد در رسیونالیسم  ، اثبات گرایی یا پوزیتیویسم و تجربی گرایی و حس گرایی یا آمپریسیزم . ) نمی تواند برای ما یؤمنون بالغیب محقق سازد که متعاقب آن یوقیمون الصلاه داشته باشیم . اشکال ساینس در اینجا است .

دانشگاه ما ، حوزه علمیه ی ما ، مدارس و مهدهای کودک ما ، همه اصول ساینس ارائه می شود .

اما نالج و معرفت گم شده ی همه ی بشریت است . انسانی که وحی را بر نمی تابد کسی از او توقع ندارد ... این ساینس برای بشریت حجاب است . نمی دانم کی وقت کشف حجاب ساینتیس خواهد رسید .

عفو بفرمایید از تصدیع اوقات شریف .

                  

                            اینم وبلاگ دکتر جونم : http://akrane.persianblog.com

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در سه شنبه 10 مرداد1385 و ساعت 9:15 قبل از ظهر |

سلام

تصمیم نداشتم مطلبی در خصوص نشست فوق بنگارم . اما جهت احترام به دوستانی که در کامنت ها خواسته بودند تا گزارشی از نشست بگویم ... می گویم :

محور صحبت های دکتر جلالی بر تکنیک های فناوری اطلاعات و مسائل مرتبط به آن بود . از این دست صحبت ها و مقاله ها به وفور می توانید پیدا کنید و بخوانید و حالش رو ببرید ... اما نکته ای که مرا در این جلسه به فکر واداشت و کمی متاثر ، ارائه دسته بندی و معرفی رتبه های دانش بود ، که می بایست الگوی حرکت کشور ما قرار گیرد . الگویی ایده آل برای جوامع غربی !!!

در این رتبه بندی ٬سلسه مراتب آگاهی عبارتند از : داده – اطلاعات – دانش – خرد و دانایی .

دکتر جلالی تاکید داشتند ، باید به این سمت حرکت کنیم که از ابزارهای فناوری اطلاعات در راستای خرد گرایی بهره جسته تا از جامعه اطلاعاتی جهانی عقب نمانیم . بهترین وجه آن هم جامعه دانایی محور است .

آهای بچه ها ... آهای دوستان ... آهای ایرانی ها ...

این مسیر ... مسیر حرکت ما نیست ... یعنی نباید باشد ... این ره به ترکستان می رود ، دکتر !

این مسیر حرکت غربی هاست که امروزه ما می بینیم به بن بست رسیده اند و در تمامی معضلات اخلاقی و فرهنگی ، توان مقابله با مشکلات را ندارند ...

ما نباید در ابتدای چنین مسیری قرار بگیریم .

 دانایی خوب است . اما کم است .

ما به جای پرورش انسان های دانا باید به فکر تربیت افرادی حکیم باشیم .

الحکمه ضاله المومن ...

دوستان ! گمشده ی ما دانایی نیست ... حکمت است ... حکمت است ... حکمت است .

" شخصی رو به درویشی کرد و گفت از این راه مرو که در مسیر آن هزاران چاه باشد . درویش به شخص گفت : راه نرفته را ، راهنما مباش . این راه را من رفته ام و چاهی بر سر آن نیست . آنگاه که از مسیر خارج شوی و به بیراهه روی در هر قدمت چاهی خواهد بود."

 

                       

مطالب مرتبط از این وبلاگ : دانشگاه , حرکت به کدام جهت ؟

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 9 مرداد1385 و ساعت 11:40 بعد از ظهر |

امروز قراره برم  نشست تاثيرات متقابل زيرساخت فناوري اطلاعات و سايبرژورناليسم.

دوستان در مجموعه مركز تحقيقات مطالعات سايبرژورناليسم، واقع در دانشگاه آزاد اسلامي‌ - واحد علوم تحقيقات ، مجری این برنامه هستند .

البته هنوز در خصوص اینکه فضای مجازی و ابزارهای آن در زمره ی رسانه ها شناخته شده اند و کارکردهای رسانه های مجازی چیست و چگونه است ، کلی حرف و حدیث هست .

ژورنالیست های قدیمی که مطبوعات و روزنامه چی ها سردسته ی این طیف هستند به دلایل متفاوت و متعدد حوزه ی مجازی را از حوزه رسانه ای منفک دانسته و تعریفی برای رسانه های دیجیتال و یا همین بحث سایبر ژورنالیسم قائل نیستند ...

ميهمان اولين نشست مركز مطالعات سايبر ژورناليسم جناب آقاي دكتر علي اكبر جلالي استاد استاد دانشگاههای وست ويرجينيای آمريکا و علم و صنعت ايران مي باشد .

ساعت نشست 10 صبح يكشنبه هشتم مرداد 85 و مكان آن سالن آمفي تئاترطبقه 7 ساختمان شماره يك دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات است

آدرس دانشگاه : تهران - انتهاي بزرگراه اشرفي اصفهاني ، بلوار سيمون دو بوليوار - دانشگاه آزاد اسلامي ، سالن آمفي تئاترطبقه 7 ساختمان شماره يك

                                                http://www.reporter.ir
+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در یکشنبه 8 مرداد1385 و ساعت 0:18 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در جمعه 6 مرداد1385 و ساعت 8:31 قبل از ظهر |

 

                هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند.

 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعا ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

 

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در چهارشنبه 4 مرداد1385 و ساعت 6:39 بعد از ظهر |

 

این چند وقته همش خبر از جنگ و خونریزی است ... جالبیش اینه که همش هم در همسایگی ما در منطقه خاور میانه است ... یه بوهایی میاد ... صداهایی شنیده میشه ... خبری ممکن است باشد ... اتفاقی در راه است ... آیا خبر داریم ؟ آیا آمادگی داریم ؟ صدا ، صدای طبل جنگ است و بو ، بوی باروت و خون ... من که خودم جا زدم ... عرق سردی بر پیشانی دارم ... بر جایم خشکم زده و توان تکان خوردن ندارم ... آیا باید راه افتاد ؟ آیا باید رها کرد همه چیز را ؟ آمادگی داریم ؟؟؟

شیپور جنگ ، نهیب مردانگی وشرف ، لحظه ای که مرد را از نامرد تشخیص می دهند ، لحظه ای که فداکاری وشخصیت انسانی وآزاده گی او را می سنجند . من آزاده ام ، من از جهان دست شسته ام ، من از مرگ وحشتی ندارم ، وبا بساطت به آغوش مرگ فرو می روم > شهيد چمران

 

نگوييد دوران جنگ ، بگوييد دوران جهاد در راه خدا ... و خدا هم اين جام بلا را جز به بهترين بندگان خويش نمي بخشد. جام بلاست و جز به اهل بلا نمي رسد؛ ديگران آن را شوكران مي انگارند. پس دوران هاي جهاد نمي تواند كه طولاني باشد، اما دوران هاي تمتع از حيات، گاه آن همه طولاني است كه اهل دنيا را نيز دلزده مي كند. آنگاه كه طبل جنگ با دشمنان خدا نواخته مي شود و اهل بلا در مي يابند كه نوبت آنان در رسيده است، اهل دنيا چون مارمولك هاي بياباني كه از رعد و برق مي ترسند، ناله كشان به هر سوراخي پناهنده مي شوند. وقتي طبل جنگ براي خدا نواخته مي شود، عشاق مي دانند كه نوبت آنان رسيده است كه قَليلُ مِن‏‏‏‏‎‎ْ عِبادي الشَكور... وقتي طبل جنگ براي خدا نواخته مي شود، در نزد اينان عقل و عشق دست از تقابل مي كشند و عقل، عاشق مي شود و عشق، عاقل؛ آن همه عاقل كه صاحب خويش را به سربازي و جانبازي مي كشاند. اما در نزد ديگران، ترس جان و سر، عقل را به جنوني مذموم مي كشاند و هر ننگي را مي پذيرند تا بتوانند اين خون تمتع از حيات را بمكند، مثل كنه اي كه به شكمبه ي گوسفند چسبيده است. > شهید آوینی

کیست که لبیک گوید ، ندای جاوید قافله سالار کاروان عشق را که می خواند همه ی ما را ...

هل من ناصر ينصرني

+ نوشته شده توسط دانشناپذیر در دوشنبه 2 مرداد1385 و ساعت 8:48 قبل از ظهر |